در حال حاضر

کار مدرسه و مقاله از مدرسه متوسطه
جستجو برای پروژه های مدرسه

مفید برای مرگ

موضوع: جامعه

هری راه می رفت تا فقط به عنوان او دقیقا در 6:58 استفاده می شود برای خوش آمد می گوید پستچی و دریافت قلم دوم از اقلام به طور مستقیم در دست. او در رفت، در قهوه ای قرار داده و منتظر برای پارس کردن سگ همسایه سیمپسون. همسایه، آقای اسمیت، بسیار مورد استفاده قرار punctually صبح پیاده روی معمول خود را با سیمپسون. هری آهی کشید contentedly و مستقر در تازگی خریداری صندلی IKEA. بسیاری از مبلمان هری به نام تجاری IKEA بود. اگر شما واقعا از نزدیک در خانه هری نگاه کرد، شما می توانید ببینید که اتاق به صفحات خاصی از بهار کاتالوگ IKEA در سال 2005 یکسان بودند. شما وجود دارد می تواند از تریبون HUGO BILLY قفسه کتاب و میز پیدا کردن همه چیز JOHAN، تمام مبله عنوان یک کپی از katalogen.Harry کارآگاه ماهر بلکه superannuated است که متخصص در جرائم قتل که در آن درگیر است. سه سال پیش، او موفق به دریافت یک جایزه بسیار ویژه - او به عنوان یک جایزه برای طولانی ترین زمان او در ایستگاه کار کرده است اهدا شد. اما این هیچ جای تعجب بود که هری نمی خود در مراسم دریافت جایزه حضور داشتند. به جای ایوان دستیار خود را انجام دهد.

ایوان 35 سال جوانتر از هری و بسیار با استعداد نیست. او را تحسین هری فوق العاده و نگاه کردن به او به عنوان یک قهرمان. برای ایوان، قانون هری کلمه است. هری به عنوان مشتاق در مورد دستیار جوانش نیست، او را به عنوان کمی مخفیانه دوست نه آنقدر.

هری شروع می شود به روی لباس خود را در نظم که در آن او معمولا کند. اولین جوراب و شورت پاچه دار، اما بعد از آن او عادت عجیب و غریب از در نظر گرفتن در کفش خود. او از دوران کودکی انجام می شود. دلیل آن این است که یک بار هنگامی که او کمی بود، او شروع به پدر و مادر سوزاند. هری در مورد لباس پوشیدن بود و توانسته بود بر روی همه لباس به جز کفش. او مجبور به فرار از خانه در فقط جوراب من را ببینید و سپس خانه رایت به طور کامل. این باعث می شود هری و سپس آن را می خواهم نه تاریخ خود را تکرار. بنابراین، او همیشه برای پوشیدن کفش.

هنگامی که هری از خانه بیرون می رود و دور به سمت اتومبیل خود، او می بیند چگونه سیمپسون را در حال اجرا بدون یک دسته سه تایی می آید. هری سعی می کند به برحذر بودن اما سیمپسون است که به زودی بر روی دو پا و به او می دهد برخی از بوسه صبح درهم و برهم. این سیمپسون انجام هر روز صبح، و هری است که در واقع یک عاشق حیوانات گرم است اما این روز خاص، هری قهوه خود را به دلیل یک تماس تلفنی فوری از ایستگاه پلیس نداشته است. هری می شود خشم و جفتک پرانی تعدادی از کلمات زشت از هر دو سیمپسون و آقای اسمیت، که نفس نفس آمده است عجله برای گرفتن سگ خود را.

هنگامی که هری و سپس به کار، او است که هنوز هم عصبانی و می گوید تقریبا همه به فاک کردن، اما زمانی که ایوان را به دفتر خود می آید که با دقت است.

زمان در حال حاضر نزدیک به 17:30 و هری پس از یک روز نسبتا فصلی معمول به خانه بازگشت. پس از او شام خورده بود و در حالی که در nyinhandlade صندلی IKEA او افزایش می یابد تا نشسته و دیده بانی از پنجره بیرون را برای گرفتن نزد آقای اسمیت، اما او در نزد نیست. هری کمی گناه به خاطر او همسایه خود را در صبح scolded و واقعا دوست دارم تا همه چیزو درست. همانطور که او به سمت اندرسون طرح به نظر می رسد خاموش است، برای کل خانه. هنگامی که هری به نظر می رسد تا در پنجره سوم از سمت راست در طبقه دوم (اتاق خواب به عنوان مثال اندرسون)، او می بیند که پنجره کاملا باز است و او می شنود که هنوز شکایت. این مانند یک ذوب بسیار پایین زوزه سیمپسون برای تلفن های موبایل. هری فکر می کند که برای یک لحظه و پس از آن تصمیم به دست کشیدن در آقای اسمیت به آنچه قبلا اتفاق افتاده است، عذرخواهی می کنیم.

سپس او بد گویی خواهد کرد، او می بیند که درب نیمه بسته نگهداشته شده. هری فریاد به خانه چند بار، اما هیچ پاسخ. ایجاد ناله و شکایت کردن در حال حاضر تبدیل بسیار بالاتر است. هری به طبقه بالا و به اتاق خواب می رود. وجود دارد بر روی زمین است آقای اندرسون کاملا رنگ پریده با یک کابل فولادی به دور گردن خود و درست در کنار درب، به عنوان یک همراه و همدم وفادار، سیمپسون با خون کمی در گوشه ای از دهان و بینی خود را است. هری خالی کردن به همان سرعتی که او می تواند در کابل فولاد اما اندرسون مرده و فراتر از آن کمک است. با وجود این احضار هری آمبولانس به دلیل این بخشی از مراحل پلیس است و سپس او را به ایستگاه پس از تقویت تماس بگیرید.

مدت کوتاهی پس از آن میآید ایوان و پنج پلیس دیگر تا. هنگامی که ایوان افزایش می یابد را به اتاق خواب به هری می بیند بزرگ، باند کاملا تازه بر روی بازوی دست راست خود را. پس از تکنسین و جو در زمان نمونه صورت گرفت، عکس از صحنه جرم و هیچ همسایه اضافی بازده گروه به ایستگاه پلیس را زیر سوال برد. اما فراموش نکنید که به fådjurskyddsjouren به مرخصی نامحدود سیمپسون در پناهگاه حیوانات.

در ایستگاه پلیس آنها شروع به فکر بکر وناگهانی برای مظنونان احتمالی با آن به هیچ جا. همه استدلال ها منجر می شود تنها به پایان می رسد مرده است. تا هری نهایی می شود یک ایده، او می خواهد به انجام تجزیه و تحلیل DNA در خون از بینی و دهان سیمپسون. این باید به مجرم تعلق دارند!
هری و قانونی به سرپناه برای سگ و گربه و به دنبال سیمپسون، که بسیار تاریک و دلگیر، در سهولت در محیط جدید خود را. این شگفت زده سیمپسون است و سپس با دقت در اطراف بینی خشک و در دهان دو مرد. از آنجا که خون به راحتی به تجزیه و تحلیل DNA تازه که باید تکمیل شود به سرعت توضیح می دهد که تکنسین های پزشکی قانونی - با فرض این است که آزمون تطبیق پیش از آن در رجیستری وجود دارد. پلیس با آژیر وافغان، پس از آن اجرا نمونه خون به آزمایشگاه پزشکی قانونی. دو ساعت بعد، تلفن زنگ میزند.
شب شیمیدان کارگر زن در آزمایشگاه هری می گوید که آن را در واقع برخورد کردم!
خون از دهان سگ به آن تعلق ایوان Mirkovic.
هری می شود تا به آرامی. او احساس می کند کاملا بی حس است. همراه با دو افسر دیگر او پس از آن می رود و دستگیری ایوان، که لبخند خیره در آنها شگفت زده کرد. او تنها توضیح این است که صبح روز هری گفت: "من می خواهم به لعنتی کشتن ادواردز."

امروزه کبد هری یک زندگی عادی بدون "خاطر Stalker". او همچنین دریافت یک ساکن جدید - دوستان خود را سیمپسون. آنها تا به حال پناهگاه حیوانات تصمیم به euthanize سگ ولگرد، اما زمانی که هری بین آنها را گذرانده بودند و گفت که او به مراقبت از او را. این در واقع به قتل شجاع سیمپسون می تواند حل شود تا به سرعت!

based on 1 rating مفید برای مرگ: 5.0 از 5 بر اساس 1 رتبه
نرخ آن به مرگ مفید


مدرسه مرتبط
زیر پروژه های مدرسه برخورد مفید برای مرگ و یا به هیچ وجه مرتبط با مفید برای مرگ.

اظهار نظر مفید برای مرگ

« | »