اکنون

با این نسخهها کار مدرسه ها و نوشته ها از مدرسه راهنمایی و دبیرستان
مشاغل مدرسه جستجو

عمارت از جنگل Elwode

موضوع : انگلیسی ، دیگر

روزی روزگاری بود این دختر وجود دارد ، او 11 ساله بود.
پدر و مادر او دار کاملا غنی ، او دختر دفعات مشاهده شده شناخته شده و کنتس بود.
دختری به نام امیلی هیچ خواهر و برادر یا دوستان ندارد. او به باغ بزرگ آنها خنثی شد و با بازی خودش را با عروسک های زیبای او. آنجا که از آن امیلی تقریبا همیشه به تنهایی او آمد تا با مدعی تاج وتخت - دوست که یک پسر به نام لیام شد. امیلی و لیام دوست داشت در باغ اجرا و رفتن به پایین جریان و نگاه کردن به ماهی های قرمز آنها. هر روز گرم و آفتابی ، پیش از ظهر و بعد از ظهر در چای در مدتی امیلی باوئر با نوکر خانه را خواسته. امیلی خیلی چای توت فرنگی با Toasted نان و پنیر روی آن خوشم آمد.

در داخل خانه عظیم امیلی التماس اتاق بزرگترین و زیبا ترین دختر کوچولو تواند داشته باشد ، او خواهش کرد که همه چیز در مورد کودک می تواند بیاورد. او دوست داشت رنگ ، ویژه بنفش ، نارنجی و سبز می باشد. امیلی هم "دوست glitz ، او آن را بر روی لباس ، دیوار او ، اسباب بازی ، و بستر ، در همه جا.
او در مجموع ، حداقل ، در چشم هر کس دیگری خراب. امیلی منفور او خود بسیاری از چیزها ، او واقعا نمی خواهم به آنها را داشته اما او به هر حال آنها. عشق او پدر و مادر خریده امیلی ، با چیز ، چرا که "آیا آنها از زمان همیشه کافی نیست برای او.

تعداد دفعات مشاهده شده و کنتس خنثی کردن بود خارج از شهر برای دیدار مردم مهم است ، و این چیزی بود که آنها به امیلی گفت : به هر حال. در واقع او نمی دانست چه آنها انجام داد ، چرا که "حتی اگر آنها را خانه دار آیا آن را مانند آن به نظر می رسید ، بنابراین آیا او فقط انرژی را به مراقبت ندارند.
گردید که این بار یکی از والدین امیلی عزیز خواهش کرد که او را خریداری وجود دارد حرکت کمی توله سگ ، آن سگ شکاری طلایی رنگ دورگه بود ، بنابراین ناز و آیا آنها آیا در مورد این او بود که حساسیت به کاج حتی فکر می کنم ، حتی اگر آنها را خواسته یا knowed توجه کنید که. آنها خواهش کرد که برای بازگشت به توله سگ روز پس از.

یک شب وقتی امیلی نمی توانستم بخوابم برای بیدار کردن او یکی از نوکر ها به دنبال او را به خارج از باغ به خاطر "او جرات نکرد به آنجا توسط خودش در شب تعیین می شود. او کمی از تاریکی می ترسم.
امیلی و گاس به نام نوکر رفت و برای راه رفتن و وقتی که آمد به کسی که ضخیم و بلند بوته دهان و بینی خود را با چیزی که دریافتی آنها به خواب پوشش داده شود.

وقتی از خواب بیدار امیلی به "آنچه او فکر می کند روز بعد برای دیدن احساس سرد و مناقصه ارسال شده تقریبا wholeseller بدن او ، انگار او را از طریق یک جنگل با بسیاری از ریشه های قابل رویت کشیده شده است. او تلاش می کند تا چشمانش کاملا باز اما نور خیلی روشن است که آن را فقط به درد بیش از حد ، امیلی تصمیم می گیرد آنها را باز و پس از افزایش فشار در حالی که او شاهدانه بینم. نگاه او همه در اطراف او و تلاش می کند تا بفهمند او کجاست و یا چگونه او آمد ، ناگهان او شروع می شود وجود دارد به خاطر داشته باشید مدتی حزب از شب قبل. او به یاد داشته باشید که او و یکی از گاس نوکر آنها را برای پیاده روی رفت و... یک دقیقه صبر کنید که در آن است گاس! او وحشت زده به نظر می رسد در اطراف و فریاد "گاس ، گاس ، جایی که شما هستند ، آیا شما وجود دارد" دوباره و دوباره ، او می دهد تا پس از 10 دقیقه از فریاد و بدون پاسخ.
او همچنین "یاد می آورد که آن چیزی یا کسی که در بوش بود و قبل از همه چیز فقط کسی تو تاریکی ، مرد گفت :" بالاخره ما به او کردم ، با یک جایزه ". آنها باید به معنای گاس داشته باشد ، او باید جایزه شده اند و او خواهش کرد که به درخواست هدف قرار میدهد ، "چرا من؟" برای خود را مشاهده کنید گفت : "چرا من؟".
پس از چند ساعت مرد آمد با غذا به او اما او نگفت یک کلمه ، او در مورد آسمان گاس پاسخ به این پرسش و جایی که او بود اما او پاسخ دهد. او فکر می کردم او ممکن است در ذخیره سازی های قدیمی ، مجموعه گاهی قفس یا چیزی ، آن را بیشتر شبیه به زندان نگاه کرد.
امیلی قانون وجود دارد در بیش از یک هفته شده بود در حال حاضر و آن را هر روز در samething Sametime و مواد غذایی تقریبا مشابه بود هر روز روز پس از روز.

در خانه پدر و مادر بودند باعث ناراحتی به مرگ نگران و پشیمانی که آیا آنها آیا آنها خواسته شده است تا با مشغول همه چیز به جز او ، فرزند خود را دارند.
آنها به نام پلیس ، کارآگاه ، و نگاه های خود را در همه جا و هیچ کس او را یافت و یا گاس.
آنها تنها در بر داشت مورد علاقه امیلی را دست بند طلایی و گاس دستمال کثیف بلوز.
تعداد دفعات مشاهده شده و همچنین کنتس "را داده اید از ورود از امیلی. او اذیت کردن طولانی نور موهای بلوند ، او کاملا نازک و زمانی که وی ناپدید - weared او با لباس خواب بنفش خرس بر روی آن.

حدود سه ماه بعد آیا آنها هنوز هم آیا هر چیزی در مورد این پرونده یافت نشد ، - که ناگهان تلفن زنگ میزند. تعداد دفعات مشاهده شده و پاسخ در طرف دیگر از خط یک مرد می گوید : "من دختر خود ، امیلی" و به نام برنارد دفعات مشاهده شده تقریبا اما به زودی کم نور می شود آگاهی خود را به عقب و می گوید : "چی؟ منظور من چه چیز می تواند ما را برای بازگشت او؟ "و مرد در تلفن می گوید :' من می خواهم 500 £ 000 در صبح و من با شما تماس بازگشت "و سپس آن را فقط کلیک کنید * * * * به تلفن رفت.
برنارد می گوید پاتریس همسرش تنها چیزی که اتفاق افتاد و او فقط از شادی فریاد زد و سپس او گفت : "البته او رفتن را به او بدهد 500 000 £ ، او دختر ما است."
چند ساعت بعد مرد مرموز خواستار عقب و می گوید : "دیدار با من و همسر من در بنای تاریخی بزرگ در وسط قلعه بعد از ظهر فردا پارک ساعت 12:00 بعد از ظهر ، نه پولیس مجاز می باشد.

در اوایل صبح روز بعد و پاتریس برنارد از خواب بیدار گاهی به صبحانه داشته باشند و سپس آنها برای شهرستان را ترک کند ، آیا آنها قصد گرفتن پول از بانک و خرید someting مواد غذایی خاص و تنقلات برای شب با امیلی. این تنها یک دسته ساعت آیا آنها را به ملاقات با آدم ربایان پس تصمیم می گیرد آیا آنها برای رفتن وجود دارد در اوایل کمی تا مطمئن شوید که آنها را در زمان حال. خوب آن وجود دارد فقط بیست دقیقه را ترک کرد و به نظر می رسد زمان به حرکت بسیار آرام است.
پس از بیست دقیقه می تواند آنها دو جداگانه پوشانده اما و دختر خود را از جمعیت و پاتریس آیا تقریبا شروع به گریه کرد. در حال حاضر چهار بزرگسالان ایستاده چشم به چشم با هر دست دیگر و بیش از برنارد 'صورت مختصر به یکی از اما در sametime که او grabs بازوی خود را دختران و او را بکشد به بهشت است. امیلی گریه می کند با صدای بلند و هر دو از آغوش پدر و مادر خود را در sametime ، برنارد به نظر می رسد و تا دو اما از دست رفته است ، آیا آنها دار در فلش مانند رفته است آیا آنها روح دار است.

خانواده یا هر کس دیگری مورد جدیدتر دیدم گاس نوکر نخواهید داشت ، فقط او ناگهان ناپدید شد.

بعضی ها می گن اینا هیچ کدوم نوکر شبح که حافظ قدیمی عمارت از جنگل Elwode خدمت کرده بود و سرعت بسیار قدیمی در اطراف باغ و در شب راه می رفت اما از آنجایی که اتفاق افتاده با دختر او ناپدید شده بود.

based on 1 rating عمارت از جنگل Elwode ، 0.5 از 5 1 بر اساس امتیاز
عمارت نرخ جنگل Elwode


مدرسه مرتبط
زیر کار مدرسه ای که در مورد قصر جنگل Elwode یا به هر نحوی مرتبط با عمارت از جنگل Elwode.

عمارت نظر از جنگل Elwode

« | »