.nu

مدرسه و مقالات از دوره متوسطه
جستجو مدرسه

مادر ترزا

1910 اگنس Gonxha Bojaxhiu در اسکوپیه متولد شد.
او در یک جای عادی، خانواده شاد تا آن روز که پدر می میرد بزرگ شد.
هنگامی که تغییر، یک شبه، همه در خانواده است. آنها عملا همه چیز به جز خانه آنها در زندگی خود را از دست بدهند. مادر فلج در رختخواب، افسرده و محزون است. خواهر بزرگ، که 14 سال است، خواهد شد مراقبت از خانواده به جای را.
پس از آن دقیقا شبیه به این در حالی که برای بوده است، مراحل مادر اگنس را از تخت خواب و مقابله با زندگی است. او یک شرکت است که می رود به خوبی و چه کسی می داند اگر آن را برای مادر نه به عنوان اگنس شرکت خود را به ارث برده است شروع می شود.
وقتی اگنس تبدیل 18، او تصمیم می گیرد برای تبدیل شدن به یک مبلغ در هند و کمک به فقرا. ایده آمد به او زمانی که برخی از مبلغان می آیند برای دیدار در اسکوپیه. مادر اجازه خاموش دختر خود را به یک صومعه در دوبلین.
اگنس خواهد شد و سپس تبدیل شدن به یک راهبه به دلیل اینکه اکثر مبلغان کاتولیک راهبان و یا راهبه هستند. وجود دارد، او زندگی رهبانی سعی و یادگیری زبان انگلیسی.
پس از مدت کوتاهی در ایرلند، آن زمان برای مسافرت است. در 1929 ژانویه 6 او به کلکته، جایی که او کار خواهد کرد به عنوان یک معلم در مدرسه دختران صومعه 'می آید.
چند ماه بعد تغییر نام خود را به اگنس ترزا. نام او از یک راهبه فرانسوی، که استدلال می کنند که می توان خدا به عنوان با رایج ترین و dullest شغل خوب طول می کشد.
وقتی او 26 ساله بود و مشغول به کار بود برای تبدیل شدن به یک راهبه در 8 سال، او در زمان قول نهایی و یک راهبه شد.
سال گذشت و او فراتر از "دیوار" از بدون آن، او یک مدیر محبوب از مدرسه تبدیل شده بود بود جرأت نیست. او بیرون بروید خودم نیست و او مجاز به سوار اتوبوس اما تا به حال به bussed شود، این بود به خوبی نمی آنچه او در مورد به عنوان یک نوجوان خواب؟
در 10 سپتامبر سال 1946، او غریزه بود، او می خواهد برای انجام کاری دیگری. او به اسقف اعظم می رود و او را برای یک سال بپرسید جای آن چیز دیگری را امتحان کنید. در حال حاضر او خواهد خوب چشم انداز خود را برای خدمت به فقیرترین را.
اما اسقف اعظم این دقیقا همان علاقه تمایل خود را به منظور تلاش برای یک زندگی جدید نیست. او در مورد آن فکر می کند برای تقریبا یک سال قبل از او وضعیت او می دهد - او می شود یک سال.
یک روز صبح، او را ترک صومعه در کلکته. Nunnedräkten او به مدت 20 سال پوشیده بود، او برگ در صومعه را ترک کرد. واقعا جایی که او در حال رفتن و یا چه کاری انجام دهید او نمی داند، اما فقرا و بی بضاعت در همه جا در کلکته. خیابان ها پر از آنها می باشد.
ترزا کشف یک زن به طور جدی بیمار در خیابان و قرض گرفتن چرخ دستی او را به نزدیکترین بیمارستان. اما به او دریافت امتناع وجود دارد. سپس ترزا به بیمارستان بعدی که در آن آنها نمی خواهند به او دریافت اجرا شود. هیچ کس می خواهد زن به طور جدی بیمار، و هنگامی که روز به پایان می آید او در چرخ دستی می میرد.
چند وقت بعد پیدا ترزا زن بیمار دیگر، نصف موش خورده است. او بلند کردن زن، حمل او را در آغوش خود را به نزدیکترین بیمارستان که در آن تاریخ خود را تکرار آنها به او شرایط امتناع کند.
زن پول ندارد و در حال مرگ است، تمام درمان بیهوده خواهد بود. اما با وجود تلاش برای بدست آوردن کردن راهبه کمی خیره به زن در حال مرگ، او را می دهد نیست. او تجدید نظر و nags، در زانو خود را بپرسید، و در نهایت اجازه می دهد تا بیمارستان زن گرفتن یک بستر مرگ.
مبارزه ترزا در برابر بی عدالتی و فقر آغاز شد. این آمد به او در سراسر جهان به عنوان مادر ترزا شناخته شده و او را به 1979 جایزه صلح نوبل را
امروز همه او را به عنوان مادر ترزا می دانم. بیشتر او را تحسین است، اما البته نیز انتقاد وجود دارد.
بسیاری از در آمریکا و اروپا مشکل درک مبارزه مادر ترزا در برابر پیشگیری از بارداری و سقط جنین. متوجه او است که فقر در هند است تا حدی به دلیل تولد بسیاری از کودکان؟ و این کاندوم می تواند در برابر بیماری محافظت می کند؟
همچنین این اتفاق می افتد به انتقاد از کسب و کار خود را. در واقع می توان به عنوان مثال را زمانی که او یک خانه برای مرگ باز کرد.
"چه که انجام خواهد داد؟" بنابراین بیشتر غربی ها پس از آن. "چرا خودش اختصاص به کسانی که به جای سالم نیست؟"
اما مادر ترزا را دیده اند، مردم دروغ و در کوچه و خیابان می میرند. او نمی تواند آنها را به یک زندگی شرافتمندانه را، او حداقل می توانید اجازه دهید آنها را با عزت می میرند.
1997 توقف قلب او و مادر ترزا می میرد. تمام جهان است عزاداری و هزاران ایستاده فقیر در خط به ستاد ترزا ترتیب در کلکته و می خواهید را به افتخار مردی که جان خود را لمس کرد. بسیاری معتقدند که او تبدیل خواهد شد قدیسین förklarad.Moder ترزا 87 ساله بود.

مادر ترزا یک زن من واقعا تحسین است!
او دقیقا کارهایی را که من فکر می کنم هر فرد بر روی زمین را انجام دهید، کمک به تمام بیماران و فقرا. است بی عدالتی بسیار بر روی زمین وجود دارد و آنچه در آن است که اطمینان حاصل می کند که پس از آن خواهد بود؟
بله ما هستیم! چه کسی می تواند چیزی در مورد آن انجام دهید؟ ما!
این مرد که مطمئن آن را مانند این می شود باعث می شود است. من فکر می کنم آن را باید توبه باشد. این واقعا باید شرمنده باشد هنگام آمدن به خانه از مدرسه، پرتاب کردن کوله پشتی و نشسته در مقابل کامپیوتر. از شما درخواست مادر من آنچه در آن را برای غذا می شود، او پاسخ پودینگ سیاه و سفید و خوردن بیش از چند کوکی ها، ذرت بو داده و یا چیز دیگری مانند آن، در تمام روز.
چه از وضعیت فکر می کنم این است که میلیون ها نفر از کودکان به محتوای با یک تکه نان پستها در طول روز وجود دارد! حتی اگر. اگر چه آنها التماس برای به دست آوردن بیشتر، آنها ممکن است محتوای! بیشتر به خوردن به سادگی وجود دارد. چند روز بعد کودک ممکن است بمیرد.
این از طرف من به طور کامل غیر قابل قبول است!
امیدوارم که آن را به زودی توبه خواهد شد! در غیر این صورت، شما ممکن است پدر دانیل ایجاد ... چه کسی می داند؟

منابع: کتاب "پروفایل مذهبی" و هر صفحه بر روی اینترنت که من می توانم آدرس به یاد داشته باشید.

based on 10 ratings مادر ترزا، 2.8 از 5 بر اساس 10 رتبه بندی
نرخ مادر ترزا


مدرسه مرتبط
زیر پروژه های مدرسه برخورد با مادر ترزا و یا به هر نحوی مرتبط با مادر ترزا می باشد.

یک دیدگاه برای "مادر ترزا"

  1. قرمز در 22 نوامبر 2011 در 09:15 #

    من فکر کردم که شما نوشت: در مورد مادر ترزا واقعا خوب بود و من هم به یک مقاله در مورد او تا ارسال (:

نظر مادر ترزا

« | »