اکنون

با این نسخهها کار مدرسه ها و نوشته ها از مدرسه راهنمایی و دبیرستان
مشاغل مدرسه جستجو

ناول

موضوع : انگلیسی ، دیگر

او با صدای جهان اطراف آسمان مجذوب شد. اما او همچنین "فکر می کردم غم ، به عنوان ifthe از جهان زندگی بدون آسمان استراحت بود. اما او خواهش کرد که یاد گرفته تا با آن معامله شد و

خوشحال از زندگی خود را بیشتر از زمان.

"شما می توانید همه چیز را می کنید ،" او فکر کرد ، تا او را در لباس پوشیدن بود. این یک روز کامل است برای بود

صبح زود - راه رفتن ، که خورشید می درخشید ، اما نه خیلی زیاد است ، و باد گرم بود ، اما نه

بیش از حد گرم است. او در را باز کرد و نفس عمیقی کشید. بم پس از زلزله آمد احساس بیش از بهشت است. بود

آن ترس؟ بود آن را تنظیم کنم؟ او نمی دانست ، تا او راه خود را از پله ها پایین در ادامه گفت ، نادیده گرفتن

خلق و خوی عجیب و غریب او شوید.

"صبح به خیر ، آقای واکر". او به رسمیت شناخته شده صدای خانم ابر ، همسایه خود.

او همواره او را به نام "آقای واکر ،" زیرا "خود را از روزانه پیاده روی در پارک. او فکر نمی کنم

نام واقعی او می دانست که ، اما اینا هیچ کدوم آیا آسمان را خسته نمی کند. او لبخند زد و دست تکان دادند به خود ، یا در

دست کم نسبت به نقطه او ThoughtWorks او ایستاده در.

ساعت شلوغی خواهش کرد که آغاز شده است و او می دانست که او خواهش کرد که باید مراقب باشیم از کجا می شود به پا کرد. اما او خواهش کرد که کمک های مالی

این بار بسیاری قبل از آن که پای خود را دقیقا می دانستند که به کجا برود ، و آیا آنها می توانند از چشمان او.

اما این روز مثل دیگران نبود.

بود یک خیابان کوچک او خواهش کرد که به صلیب برای رسیدن به دریاچه وجود دارد. معمولا هیچ ماشین ها وجود دارد

وجود دارد ، اما این روز وجود داشت. او overheard ماشین شدن نزدیک و نزدیکتر ، اما او آن را ThoughtWorks

را متوقف خواهد کرد. اما نه. تاریخ و زمان آخرین صدای او از آنجا به شنیدن صدا از یک آمبولانس بود.

جیمز Berlet خوار شد. او خواهش کرد که به دنبال در جهت دیگر ، و التماس نداشته

زمان توقف قبل از برخورد کرد مرد کور. او خواهش کرد که از ماشین به بیرون اجرا ، نسبت به انسان دروغ گفتن در

وسط خیابان.

"آیا درست است؟" خواسته شده است که اول ، احمق سوالات متداول جیمز التماس.

برای یک لحظه او لبخند مرد کور دیده بود ، و آخرین کلمات او خواسته شده است :

"من متاسفم. من شما را نمی بیند. "

based on 5 ratings ناول ، 2.4 از 5 بر اساس 5 رأی
ارزش گذاری ناول


مدرسه مرتبط
زیر کار مدرسه که با ناول یا به هر نحوی مرتبط با ناول.

نظر ناول

" | »