.nu

کار مدرسه و مقاله از مدرسه متوسطه
جستجو در مدرسه

روانشناسی

1 هنگامی که یک مرد پایان می رسد تا در نوعی از بحران (در مرگ، قطع دست و پا، بیماری، و غیره) به چهار مرحله مختلف قرار داشته است. اولین مرحله شوک است. هنگامی که شما احساس ناراحتی، دل شکسته، و به شما احساس محرومیت قوی. شما می توانید این کار را با فیلم ارتباط برقرار "چشم" می بیند شباهت روشن است. وقتی لنا می شود اعلام مرگ، او ناراحت و دل شکسته می شود و شروع به جیغ کشیدن و تکان دادن. او می شود وحشت و نیروهای پرسنل بر روی یک قایق نجات پس از Fröler حتی بیشتر به نگاه. اگر چه کارگران نجات در پرسش در حال حاضر داده بود تا امید. او اعتقاد نداشت که درست بود و انکار آن اتفاق افتاده است. او قایق را ترک کنید تا زمانی که او را در بر داشت.
پس از مرحله شوک فروکش کرده است، شما را در به اصطلاح فاز واکنش را وارد کنید. این زمانی است که شما را در آغوش از دست دادن، اخبار و یا هر آنچه در آن است. پس از آن شما دریافت می کنید علائم جسمی و نمی خورد، آیا خواب نیست و شما حتی ممکن است در نهایت در سوء استفاده زیرا آنها می خواهند برای مخفی کردن، اضطراب خود را. لنا در این مرحله بسیاری از تخت خواب و کاری انجام ندادن است. با این حال، او می رود به کار چند بار به خاطر او بود در ناخودآگاه او فکر می کند او کاملا سالم است و آن را انجام خواهد داد. اما او را نمی کند. او شروع به دیدن چیزهایی، توهمات ثابت می کند ساموئل Fröler آزمایش او. او دور می شود و فقط می خواهم تنها باشم تمام وقت. او به کمک او از دوستان خود را ارائه نمی خواهیم.
مرحله سوم مرحله پردازش است که در آن، فقط آن را به عنوان برای تلفن های موبایل، پردازش آن اتفاق افتاده است. آن را در این حادثه نشان دهنده و به دنبال بیش از آن دریافت کنید. لنا شروع می شود در این مورد به بوی وسایل ساموئلز. او سپس باعث می شود یک سری از چیزهایی است که اجازه می دهد قاب یک عکس از او را به طوری که او می تواند در او نگاه حتی اگر او دیگر زنده است. او درخواست مراسم یادبود در بندر و نشانه آن است که او می خواهد برای شروع به طور معمول دوباره زندگی است. هنگامی که یک روز او روی صندلی پارک نشسته و می گوید: "امروز احساس می کند مانند کابوس اجازه رفتن" را نشان می دهد که او وارد آخرین فاز، فاز جهت گیری مجدد بود. که در آن یک تلاش می کند تا در مورد آن فکر می کنم در همه زمان ها نیست. او باعث می شود کارهای روزمره مانند برگ جمعآوری. اما پس از آن بنادر لنا در برخی اجازه دوباره زمانی که ساموئل می آید. او به تازگی یاد گرفته بدون او زندگی می کنند و بیش از آن را بدست بنابراین او را به آب هل می دهد و پس از آن در زندگی است. او در برخی از امور خیریه می رود و نوع دیگری از اثبات این که او می خواهد به یک زندگی عادی با وجود این واقعیت که او ساموئل där.2 ندارد وجود دارد. اولین چیزی که من از وقتی که من استرس کلمه شنیدن فکر می کنم این است که شما در زمان کوتاه می باشد و نیاز به انجام بسیار در یک زمان معین. اما من فکر می کنم آنچه که من و بسیاری دیگر از در این مورد فکر می کنم شلوغی است. و این دو چیز کاملا متفاوت. استرس اختصاص ندارد فقط در مورد زمان. این می تواند استرس زا به اضطراب عملکرد بزرگ است. این است که اغلب از نوع استرس من می دانم. مدرسه خود را من فکر می کنم یک نوع استرس است. به محض این که شما یک کار را به اتمام حال حاضر داده ها و حتی بزرگتر به انجام رشد تپه. شما ممکن است به خوبی هرگز صلح و آرامش. بسیاری از تاریخ برای پیگیری گاهی اوقات وجود خواهد هرج و مرج در سر. اغلب، اولویت ممکن است دور برخی چیزهای داده شده و سپس آن را آسان به نمی دانم آنچه که "بهترین" به انتخاب کردن. این یک عامل استرس را نیز.
من فکر می کنم ارتباط بین استرس و فرسودگی شغلی وجود دارد. من فکر می کنم بسیاری فکر می کنم بیش از حد از کار و پول شما کسب درآمد برای گذران زندگی. شما می توانید این کار را در ذهن تمام روز را نداشته باشند و سپس آن را هنوز هم به پایان خواهد رسید شروع به کار بیش از حد، که می تواند به فرسودگی شغلی منجر شود. اگر شما پس از آن می تواند یک فعالیت یک یا دو شب در هفته که در آن شما می دانید که شما می توانید این کار را قطع؟ من فکر می کنم سطح استرس پس از آن ممکن است کمی رها، و آن کس می تواند یک کمی آرام تر.
من می توانم تصور کنید که آن کار بر روی وتر یک کمی سخت تر با مدیریت استرس. منظورم این است که دائما به نتیجه شما باید برای رسیدن به گره خورده است. یکی زندگی می کند هنگامی که تحت الزامات ثابت برای موفقیت.
استرس فقط در بخش کار نیست، اما مردم در همه جا که تاکید می وجود دارد. یک چیزی که من فکر می کنم می تواند به کاهش استرس این است که به محض اینکه شما احساس استرس شروع به بالا رفتن آن، بنابراین شما در یک دیسک با موسیقی خوب قرار داده و نشسته و یا نهفته است به راحتی و استراحت به مدت یک ساعت.
آیا تفاوت در چگونه مردان و زنان استرس وجود دارد؟ به طور کلی من فکر نمی کنم که هر گونه تفاوت در تعداد افراد از همان جنس که تاکید زیادی وجود دارد. اما برخی از تفاوت در چگونه استرس اگر شما یک مرد یا زن، به اندازه کافی وجود دارد. من فکر می کنم تفاوت در این است که مردان و زنان اغلب متفاوت پاسخ از وضعیت به شرایط، و چگونه به آن را گرفتن. به عنوان مثال، هنگامی که با داشتن یک حزب و شما آن را خیلی قبل از تمیز کردن، من باور دارم که زنان هر چیزی می توانید آن را به عنوان خوب به عنوان ممکن است انجام دهد و بر پایان. مردان با این حال، ممکن است احساس کنند که آنها نمی توان به زحمت از این قدر در مورد تمیز کردن و بیش از بدترین بکشید. اما آنها احتمالا هنوز هم احساس این است که وجود دارد به اندازه کافی تمیز و مرتب و می توانید کمی تاکید شده است.
یک چیز است که معمولا به زنان است که می تواند منجر به استرس شود می آید وجود دارد. زنان بسیاری بلکه برای برخی از مردان درجه از کمال گرایی رنج می برند. شما مدل و افراد معروف که "کاملا بی نقص" در ظاهر و می خواهند به مانند آنها نگاه ببینید. ظاهر بدن ارائه خواهد شد که چگونه آنها می خواهم به عنوان یک فرد احساس و آن را باید برعکس باشد، من فکر می کنم. چگونه می توانید مردم به درک که همه از ارزش برابر است دیده می شود با این حال شما چگونه است؟ چرا باید جامعه شود تا در آن یک ثابت باید نگاه خوب است؟
این است که اغلب زنان که مراقبت از کودکان و خانه را، و من فکر می کنم که آنها به راحتی تاکید شده آن را تبدیل، بسیار به گرفتن با اگر شما آن را انجام دهید به خودتان وجود دارد. و آن است که اغلب زنانی که به عنوان مسئولیت خود را به مراقبت از خانه را.
اغلب مردان به اندازه کافی حضور در کارهای داخلی و خارجی است. و جایی است که همیشه زیادی برای انجام وجود دارد. من می توانم پدر من به عنوان مثال است. این کسی است که مسئول برای پروژه های جدید است معمولا. ما این خانه چند سال پیش ساخته شده و تقریبا بلافاصله پس از آن، ما شروع به ساخت ایوان های جدید و در حال حاضر به روز شده از اتاق که در برنامه می باشد. تمام پروژه های جدید هم به مراقبت از. شما هم و هرگز لذت بردن از پروژه های انجام شده.
در محل کار، تیم Tejbrant AB، من در هفته 9، من احساس هیچ تنش زا روشن است. تنها چیزی که پس از آن من قادر به اتصال به استرس است، آن است که سر از تولید به طور مداوم در اطراف می رود و می خواند در کارگران که آنها کار خواهد کرد زمانی که آنها ایستاده و چت تمام وقت. من فکر می کنم شما باید زمان را به برخی از معافیت های کوچک در هر حال حاضر و پس از آن پیدا کنید. آن را سخت به ماندن متمرکز در محل کار چند ساعت راست. و به صحبت با یکدیگر انجام درست آن خلق و خوی اجتماعی piffas تا کمی و تنش به جای افزایش کاهش می یابد.

اضطراب 3، ترس و وسواس های مختلف یک موضوع دشوار برای مقابله با است، من فکر می کنم. آن را بسیار به روز و بسیار در مورد آن می گویند. من فکر می کنم که بسیاری از از این رنج می برند. اضطراب به عنوان مثال از فقط رفتن به مدرسه مواجه می شوند. این غیر معمول نیست برای همکلاسی قبل از آزمون اضطراب. شما بنابراین می خواهم برای رسیدن به یک نتیجه خاص است، اما هنوز هم احساس می کنید که آنها دانش کافی برای رسیدن به آن ندارد. اگر، در چنین مواردی، به نشستن تا نیمه شب و سعی کنید به برق وصل نمی توان باور من یک راه حل خوب است. سپس کار شما فقط خود را خسته تر برای تست است. راه حل من فکر می کنم این است که به گسترش فرصت های آموزشی برای چند روز به جای متصل کردن همه چیز شب گذشته. و به درخواست معلمان در مورد آنچه که نمی تواند، من فکر می کنم ایده خوبی است. اکثر معلمان بعد از همه بسیار انطباق هستند و می توانند در یک راه خوب توضیح دهد.

تعداد باور نکردنی از انواع هراسها وجود دارد. در واقع می توان ترس از ارتفاع، تاریکی، فضاهای باز، و غیره من ارتفاع هراس داشته باشد. همچنین به عنوان شناخته شده ترس از بلندی، و آن را باعث می شود من قادر به در ارتفاعات بالا، مانند تخته غواصی بالا، داربست، و غیره در پرتگاه باشد. من می دانم کسی که ترس از تاریکی، nyctofobi. و وقتی من با او pratad روز دیگر او گفت که آن را بدتر بود از او در مورد قتل انگلند شنیده بود. او قادر نخواهد بود به به جنگل به تنهایی دیگر و تصور بسیاری از مسائل وحشتناک که او را به خواب.
ترس در درجه و اشکال مختلف آمده است. بعضی از حساسیت کمتری نسبت به دیگران است و آن را نمی توان انکار کرد. همیشه چیزهایی را که حساس به می خواهد.
هنگامی که آن را به وسواس فکری در می آید من فکر می کنم اساسا همه هر کسی که تا به حال از هر نوع وسواسهای فکری به حال. همه ما مراسم مذهبی خاص در صبح به عنوان مثال. اگر شما همه چیز را در یک نظم خاصی را انجام دهد، اعتقاد بر این است که روز به دوزخ خواهد رفت. من فکر می کنم ما اغلب مجبور با خرافات اشتباه. برخی نمی تواند در به اصطلاح A-چاه بدون گرفتن هر نوع اضطراب. دیگران باید در همان صفحه در قطب به عنوان افراد خود را اگر شما به باقی می ماند دوستان. بله، این فقط چند نمونه از چیزهایی که من از همکلاسی شنیده بود. و بسیاری از افکار و اعمال بیش از این وجود دارد. اما اگر شما مجبور واقعی، بنابراین، که یکی از آنها رنج می برد، سپس آن را جدی تر است. سپس افکار باعث اختلال در زندگی روزمره در دسترس نباشد. این به این معناست که یکی از دست می دهد، شغل خود را، برای رفتن به اواخر بنابراین اغلب. اگر شما چنین افکار و اعمال، شما باید به کمک پزشکی برای دور شدن از آن را به دنبال. بعد از آن شما از طریق برخی از درمان به خلاص شدن از آنها.

4 من فکر می کنم هر کس در برخی از نقطه در زندگی خود حس کرده اند و یا احساس نوع مختلف از سختی در زندگی است. شما احساس می کنید به طور کلی بدبختی. سپس شما احتمالا در نوعی از افسردگی است که می تواند بسیار دشوار است برای گرفتن از به پایان رسید. من احساس در حالی که پیش روز بسیار غم انگیز طولانی و هرگز به نظر می رسید تا بهتر شود. من برای سال ها افکار احمقانه در مورد خودم رفت. این افکار بسیار دشوار برای کنترل و نزدیک به من کاملا کشته. در نهایت شروع به تعجب که چرا آنها حتی بر روی زمین وجود داشته باشد. من احساس به سادگی روانی باشد. در حال حاضر آن را احساس خوشبختانه که من خودم از این وضعیت گرفته شده. من هرگز به کمک به دنبال حل آن و گفت: تنها به چند، من می دانم. و من فکر می کنم که آن را حتی بدتر است. صحبت کردن در مورد چیزهایی که احساس درد گاهی اوقات ممکن است تنها راه حل باشد. در ابتدا من فکر کردم در تمام در آن نه بعد از آن اما در حال حاضر من می دانم که آن را واقعا کمک می کند تا در مورد مشکلات با کسی که آنها می دانند که صحبت کنید. من فکر می کنم که با صحبت کردن در مورد احساسات خود، بنابراین شما می توانید افسردگی عمیق جلوگیری می کند.
هنگامی که یکی در افسردگی عمیق است اغلب نیز خودکشی، گاهی درشت و گاهی اوقات جزئی. شروع به گرفتن افکار خودکشی، از آن زمان به دنبال کمک حرفه ای است. افکار خودکشی و حتی گاهی اوقات من بود و آن را به من کمک کرد به این فکر که چگونه بسیاری از دوستان من تا به حال است که احتمالا خیلی بد احساس اگر من خودکشی وجود دارد. چرا باید آنها باید برای درخواست کمک به خارج شدن از آن نمی رنج می برند؟
علائم متداول افسردگی که من حتی از ledsand و افسردگی ثابت می دانستند، دشوار است برای شاد بودن و خود را از چیزی است که شما معمولا فکر می کنم خنده دار، سوزش لذت بردن در همه چیز و همه کس، کاهش اعتماد به نفس و به شما احساس بی ارزش ISG، خستگی، با وجود خواب بسیار.
عوامل بسیاری است که می تواند افسردگی ایجاد می کنند وجود دارد. بسیاری از والدین دریافت خیلی زود ازدواج کرده و احساسات سرد شدن پس از مدتی زمانی که شما در حال حاضر ممکن است زمان به دست آوردن هر گونه کودکان داشته اند. این باعث می شود کودکان بسیار نامشخص است و دشوار به تنها تماس بگیرید. در دوران نوجوانی آن بسیار مشترک با روابط عاشقانه است. بسیار گرم و نرم و زیبا برای یک زمان خاص است. اما چگونه بسیاری از این روابط جوانان در دراز مدت دارند؟ شما دریافت می کنید همراه با هر کسی در فصل و خارج، و هر چند بار له قلب انسان است. این می تواند افسردگی شروع می شود. من فکر می کنم شما باید با روابط عاشقانه صبر کنید تا شما آماده است. وقتی که یکی از آن است که پس از آن؟ خوب، هنگامی که شما احساس می کنید که این واقعا شریک مناسب است و او را / او را، من می خواهم به زندگی می کنند بقیه زندگی من است. اما آن را بسیار دشوار است برای اطمینان از آن است.
آیا شما در حال رشد در یک محیط امن خانواده، من باور دارم که خطر ابتلا به افسردگی به طور قابل توجهی کاهش می یابد. هنگامی که شما یاد بگیرند که آن را از طریق سختی بهتر است.
بنابراین می توانید تمام از افسردگی رنج می برند؟ بله، من فکر می کنم همه آن می تواند، صرف نظر از سن و جنسیت. خطر ابتلا به افسردگی با سن افزایش می دهد. پدر من به عنوان مثال یک افسردگی عمیق چند سال پیش بود. بی خوابی و خلق و خوی افسرده علائم بارز آن بود. بیمار و مواد مخدر بود سالم کمک کند او را دوباره و دوباره. این ممکن است به ارزش اشاره کرد که زمانی که شما افسردگی داشته اند، آن را بسیار آسان برای رسیدن به. بنابراین، به طور مداوم باید در محافظت می شود.

ناتانیل لارسون

based on 11 ratings روانشناسی، 2.7 از 5 بر اساس 11 رتبه بندی
روانشناسی نرخ


مدرسه مرتبط
زیر پروژه های مدرسه برخورد با روانشناسی و یا به هیچ وجه مربوط به روانشناسی می باشد.

اظهار نظر در مورد روانشناسی

« | »