.nu

مدرسه و مقالات از دوره متوسطه
جستجو مدرسه

رفاه

موضوع: انجمن

معرفی

چالش عمده برای سوئد است به احتمال زیاد به تلاش برای حفظ و بازسازی رفاه حاکم در کشور است. در سوئد نیاز به هیچ مرد به گرسنگی مردن، هر کس حق دارد کار، مسکن و تضمین حداقل سطح امنیت مالی است. سوئد دارای یک بخش بزرگ عمومی با بسیاری از حقوق اجتماعی و کمک های سخاوتمندانه بودجه توسط رژیم های مختلف مالیاتی. سوئد یکی از کشورهای مدرن ترین است و اغلب به عنوان یک کشور منجر بین المللی که آن را به سیاست رفاه است که هر کس به نفع می آید دیده می شود. اگر چه ما آن را خیلی خوب هستند، بسیاری از افرادی که احساس جسمی بد وجود دارد. بیماری های روانی در میان مردم افزایش و به ویژه آسیب پذیر زنان و کودکان هستند.
هدف
هدف از این کار این است که منعکس کننده بر روی یک یا چند چالش برای سیستم رفاهی سوئد و پیامدهای آن برای تمرین کار اجتماعی است. من را انتخاب کرده اند به تعمیق دانش من از دولت رفاه سوئد و از آنجا سعی کنید برای پیدا توضیحات و علل چرا بیماری روانی مردم در سوئد افزایش است. من حدس و گمان چگونه بیماری ممکن است کار اجتماعی در آینده تاثیر می گذارد. پرسش من می خواند، چرا افزایش سلامت روانی مردم در رفاه سوئد؟ بستگی دارد مشکلات از عوامل و یا مشکلات اجتماعی نهفته در افراد خود را؟

روش

به منظور دریافت اطلاعات مربوط به همان اندازه که ممکن است در مورد رفاه و چالش های آینده، من به سخنرانی ها و کتاب های درسی خواندن و ادبیات از کتابخانه دانشگاه گوش. من هم برای جستجوی حقایق خاص استفاده کرده اند اینترنت می باشد. من نیز به من با بحث عمیق در مورد این موضوع با همکلاسی، همسایه و خانواده و همچنین förkovrat من اخبار رسانه های جمعی غنی شده است.

نتایج

رفاه سوئد - بیماری های روانی در جامعه
سابقه و هدف / تاریخچه
پایه های سیستم رفاهی سوئد در طول 1900s ساخته شد و به تدریج یک کلاس قدیمی و جامعه فقیر به یک جامعه رفاه (اندرسون، 2007) تبدیل شده است. سیاست بهداشت عمومی با سازمان اجتماعی مؤثر بودند عوامل مهم در مردم نیز یک بهداشت بهتر است. مردم زندگی می کردند دیگر و تعداد کمتری از افراد قبل از موعد مقرر درگذشت. سوئد نیز به خوبی از جنگ جهانی دوم (FHI، 2007) در امان ماند. بسیاری از مشکلات اجتماعی و فردی است که شما در مورد یک صد سال پیش صحبت کردیم امروز مانند سوء استفاده از الکل، بی خانمانی، فحشا و سوء استفاده از کودکان ناپدید شده است در حالی که مشکلات دیگر باقی می ماند، (Meeuwisse و چمن 2007). نیز وجود دارد مشکلات جدید در جامعه مدرن، از جمله تبعیض نژادی، محرومیت و فقر کودکان بوده است. نابرابری را افزایش می دهد، ثروتمند متمول تر در حالی که فقرا فقیرتر (Olsson از، 2007). رفاه پول زیادی هزینه کرده است و دولت سوئد در دوره معینی پول در خارج از کشور به منظور ارائه (سوسیال دموکرات، 2007) اقتباس شده است.
جامعه رفاه امروز
سیاست های اجتماعی سوئدی است امروز توسط شهروندان به عنوان چیزی آشکار در سوئد امروز درک شده است. به خوبی توسعه یافته اجتماعی "تور ایمنی" در حال حاضر بیشتر به عنوان یک حق و نه یک امنیت (Wilinska، 2007) دیده می شود. شهروندان عادت کرده اند به حمایت از کودک، مهد کودک یارانه و آموزش و پرورش تبدیل شده اند. وقتی بیکاری، موانع و بیماری، شهروندان پرداخت و ما نیز سن منطقی امن قدیمی در قالب سیستم حقوق بازنشستگی را دریافت کنید. مدل رفاه ما امروز شاهد یک نتیجه از سیاست اجتماعی (ورنر فن بلومبرگ و Petersson 2006) است. با دولت راست سیاسی امروز می خواهد به "سفت" به کاهش هزینه ها. به نظر می رسد که آیا سیستم رفاهی سوئد است یا بود "بیش از حد خوب و بیش از حد سخاوتمندانه" و CH در حال حاضر از انجام اصلاحات و تعدیلات پس از تغییر دولت (متوسط ​​حزب، 2007) به ارمغان آورد. سوئد یکی از مهمترین کشورهای مدرن در نظر از ثروت است و در رتبه # 6 در جهان از 177 کشور مورد بررسی (UNDP، 2007). سوئد نیز اغلب به عنوان یک کشور پیشرو در نظر سیستم رفاهی سوئد بین المللی دیده می شود. تغییرات عمده در حال وقوع در حال حاضر در سوئد و جهان است. ما در حال گرفتن مسن تر در حالی که نسل جوان رفتن به مدرسه دیگر. گروه منجر به سیستم رفاهی است و کمتر خواهد بود. دریافت قرار برای حمایت از بسیاری از سیستم فعلی در حال نزدیک شدن بازنشستگی عمده نسل. احتمالا آن را تا تاریخ را با کار به پایان می رسد دیدار باشد. چه اتفاقی می افتد به رفاه سوئدی در رقابت های جهانی شدن، ما فقط می توانید در مورد (Clayes، 2007) حدس و گمان. در سوئد مدرن در حال افزایش است در حال حاضر بخش در جامعه است. خروج، تبعیض و فقر کودکان یک مفهوم جدید در جامعه معاصر است. غنی در حال گرفتن غنی تر در حالی که فقرا فقیرتر (Olsson از، 2008).

سلامت

برای تعریف آنچه که توسط "سلامت" به معنای کار آسانی نیست. WHO (سازمان بهداشت جهانی)، ارتباط سلامت با سلامت جسمی، روحی و روانی است و نه صرفا فقدان بیماری است. امروز ما بیشتر و بیشتر در مورد بیماری از دیدگاه کلی اجتماعی را یاد بگیرند. با این حال، چالش های عملی و روش در سطح فردی باقی مانده است. محققان اشاره به تعامل فعال بین رفاه، آموزش و پرورش و hälsaxempelvis (Nygård، 2007).
بیماری های روانی در رفاه
در سال 2007، "بیماری روانی" تک بزرگترین دلیل است که مردم بیمار بودند. بیماری روانی یکی از مشکلات بهداشت عمومی بزرگ در اروپا امروز است، و حدود یک در چهار ساکنان بزرگسالان سالانه در هر شکل آن مبتلا هستند. 58000 اروپایی در هر سال به علت خودکشی می میرند و در مورد 588،000 ها در ارتباط با اقدام به خودکشی در بیمارستان بستری. بیماری های روانی عبارت جامع است که چند عامل مختلف، از جمله علل مربوط به کار، استرس و فشار زمان را پوشش می دهد است. بیگانگی و احساس ناتوانی عوامل دیگر هستند، که قادر به کنترل زندگی خود را. مردم نیز مختلف در معرض تنش های زندگی و چالش های. بیماری روانی یک چالش عمده برای غلبه بر در جامعه (FHI، 2007) است. سلامت مردم در حال افزایش است و از طریق رسانه های جمعی، ما گزارش زنگ روزانه تایید این. "Gdomsvåldet سمت مخروطی تا" برای barnen.fattigare. در جامعه ای که تلاش برای بهره وری و کارایی، از آن آسان است برای پایان دادن به در یک وضعیت که در آن چرخ ها در حال چرخش سریع تر و سریع تر است. دشوار است برای قرار دادن با هم کار و زندگی روزمره، به ویژه برای خانواده ها با فرزندان جوان (نیلسون، 2005).

بعد وجودی

در مقاله ای در سوئد روزانه می نویسد استاد ادبیات تورستن پترسون، "ما در حال مرفه که احساس بد، حتی اگر ما آن را خیلی خوب". سوئدی ها سوء استفاده از الکل، خوردن داروهای ضد افسردگی به عنوان پیش از این هرگز، و به راحتی خوردن چربی خود را. این چیست؟ سوئدی ها
ثروتمند که احساس بد است. سکولاریزاسیون از علل عمده بیماری انسان است، می گوید پترسون. مردم احساس سردرگمی و پوچی. ثروت مادی کافی نیست. مردم باید احساس معناداری وجودی که احساس خوب است. در وجود دیدگاه سکولار از مردم از یک حادثه بیولوژیکی است و توسط یک برنامه الهی ایجاد نمی کند. وجود فرد تنها یک مسیر حمل و نقل از بدو تولد تا سن و مرگ است. مرگ که هیچ جا نمی رسند. رضایت موقت نمی تواند نیاز عمیق و اساسی بشر معنا در زندگی اندازه گیری می شود. به گفته پترسون، این یک علت مهم و بسیار دستکمگرفتهشده از بیماری های روانی که به وجود رخنه کرد است. در یک مطالعه انجام شده توسط انجمن ملی بهداشت در سال 2005، که در آن 34500 سوئدی شدند، نشان داد که
نسبت "نگران" در جمعیت 12-22 درصد از سال 1989. پترسون نتیجه مقاله خود افزایش یافته است.

"جامعه باید شروع به در نظر گرفتن ابعاد وجودی که با توجه به مقیاس بزرگ مقابله با افزایش بیماری های روانی و افزایش تعداد مرخصی استعلاجی. کمک باید پزشکان، روانشناسان و درمانگران آموزش های اضافی که کمک می کند تا آنها را با توجه به جزء وجودی ممکن است از مشکلات روحی و روانی بیماران دریافت خواهید کرد. به تازگی، ما آموخته اند که علائم فیزیکی می تواند یک علت روانی داشته باشد. (SVD، 2005) "در حال حاضر، ما باید همچنین به علائم روانی یاد همچنین می توانید یک دلیل زندگی فلسفی دارند".

وضعیت زنان در جامعه

در جامعه مدرن، نقش زنان تغییر کرده است. او از یک زن خانه دار به زن بودن کار رفته است. زنان با وجود این معمولا مسئولیت اصلی برای خانه و خانواده و با افزایش مطالبات در تمام زمینه های زندگی، بار کلی است که اغلب بیش از حد بزرگ است. بسیاری از زنان نیز از شانس کمی برای بازیابی دارند. هنگامی که روز به کار است و بیش از آن زمان برای رفتن به خانه، سقوط سطح استرس مردان در حالی که افزایش زنان در آن خانواده که در آن کودکان وجود دارد. زنان تجربه که بار افزایش است و در شب ادامه خواهد داد. تقسیم مسئولیت در خانه تغییر چندانی نمی کند. زنان در خانه و با کودکان (Nygård، 2007) در قرعه کشی به طور کلی سنگین ترین بار. زنان به عنوان بسیاری از مردان کار وجود دارد اما زنان اغلب کار پاره وقت، که همچنین باعث کاهش حقوق بازنشستگی آینده خود. کمبود وقت، استرس و فرسودگی شغلی در نوبه خود منجر به افسردگی و ناتوانی طولانی مدت (نیلسون، 2005). بیماری های روانی در حال حاضر برای یک سوم از مرخصی استعلاجی در میان زنان و 20 درصد در میان مردان تشکیل می دهد. همچنین ارتباط بین افزایش مرخصی استعلاجی و افزایش مصرف الکل در زنان (DN، 2005) وجود دارد.

وضعیت کودکان در جامعه

رسانه های جمعی می ترساند اعلام کرد به طور مداوم که بیماری های روانی در میان کودکان افزایش می یابد. بیش از 30 درصد از تمام نوزادان در روز اختصاص از به پدر و مادر خود را در طول سال اول زندگی کراوات نیست و ارتباط با پدر و مادر است آنچه اهمیت ترین برای سلامت کودکان (BO، 2006). سرعت سریع در جامعه امروز و به ویژه برای خانواده ها با فرزندان کوچک است. با توجه به یافته های تحقیقاتی به طوری منتقل بزرگسالان استرس خود را در کودکان. هنگامی که پدر و مادر به خوبی احساس نمی کنم انجام نمی شود کودکان وجود دارد (تیم Bris، 2007) نیست. مطالعات متعدد در سال های اخیر نشان می دهد که ممکن است به کاهش سلامت روان کودکان از طریق تلاش های پدر و مادر از طریق آموزش و پرورش پدر و مادر. 83 درصد از تمام کودکان 1-5 سال حضور در مهد کودک و یا یک childminder. گروه از کودکان در سال های اخیر افزایش یافته است، در حالی که سطح نیروی انسانی کاهش و یک گردش مالی کارکنان نسبتا بالا (BO، 2006) وجود دارد. کیفیت مدارس سوئد بدتر شده است و در فصل بهار سال 2006 فاقد 24.1 درصد از دانش آموزانی که کلاس نهم در مدرسه ابتدایی بررسی کامل (آژانس ملی آموزش، 2007) به پایان رسید. امروزه در سوئد نیاز حدود 70 000 کودکان و نوجوانان در بیماران سرپایی روانپزشکی نوجوان کمک و افزایش شدید (BO، 2007) وجود دارد. کودکانی که احساس می کنم خیلی بدترین در خانواده با مشکلات مالی و در خانواده که در آن پدر و مادر در خارج از سوئد به دنیا آمده اند یافت می شود. فقر کودکان در حال افزایش است و امروز در شرایط اقتصادی زندگی می کنند 295 000 کودکان و، با گسترش، تاثیر بر سلامت و رفاه کودکان منفی. (نجات کودکان، 2007). فروش از داروهای ضد افسردگی برای افراد جوان بین 15-19 سال بین سال های 1999 و 2003. تعدادی از دختران خود مخرب است 40 درصد افزایش یافته است و لیست حتی انتظار برای روانپزشکی کودک رشد می کند دو برابر شد. تعداد کودکان و نوجوانان در سوئد افزایش و لازم است برای شکستن این روند (دولت، 2007).

از خود بیگانگی در جامعه

محرومیت اجتماعی تهدیدی برای سلامت است. (Nygård 2007). در دولت مدرن رفاه سوئدی مردم با توجه به هنجار شامل "است. هر کس حق آموزش و پرورش، مسکن و کار دارد. همه باید از فرصت های مساوی تنها ما انجام "معیارهای ورود". افرادی که عمل نکند نیاز است و یا می شود "از مطالعه حذف" (مدسن 2006). گروههای به حاشیه رانده مانند معلولان، مهاجران، جوانان و بیمار هستند بیشتر (FHI، 2007) را تحت تاثیر قرار. بازنشستگی پیش از موعد و بی خانمان ها نمونه دیگر از گروه های به حاشیه رانده شده است. جداسازی های اجباری در محله ها، مدارس و بازار کار نیز از عوامل که تاثیر نامطلوبی بر سلامت انسان (Meeuwisse و چمن 2006) می باشد.
گفتگو
بسیاری در سوئد در دهه های اخیر اتفاق افتاده است. ما از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و ارتباطی نقل مکان کرد و توسعه می رود در سرعت خشمگین. ما ساده و مدرن و زمانی که جامعه به سرعت در حال تغییر است تمام وقت ما باید مردم در تلاش برای نگه داشتن، به وفق دهند. نگرانی جدید و پیدا کنیم و آن را دشوار برای رسیدگی به خواسته های قرار داده شده بر ما و ما کار می کنند، در صورت امکان، حتی سخت تر. ما خسته و ناراضی می شوند. هر دو استرس های فیزیکی و روانی و سرعت سریع جامعه باعث می شود ما بیمار. ما کاملا به سادگی وجود ندارد.

انجمن در حال تبدیل شدن به طور فزاینده ای فردی و مادی. ما یک زندگی که در آن ما تمرکز بیش از حد بر ارزش سطحی و خالی می باشد. آیا ما فراموش آنچه مهم است؟ چگونه بسیاری از تسلیم آنچه آنها واقعا می خواهید به جا در با آنچه که آنها فکر می کنم طبیعی است، حتی اگر آنها واقعا می خواهید به انجام کارهای کاملا متفاوت؟ ما باید به کاهش سرعت، هر دو در جامعه و در سطح فردی، توقف و فکر می کنم. آیا زندگی خود ما زندگی می کنیم، و یا ما با جامعه و یا دیگر انتظارات مردم زندگی می کنند؟ شاید ما باید به سازش در هر چیزی در رفاه خود ما برای رسیدن به یک هدف در همه چیز؟ بسیار به شادی در زندگی اگر ما پذیرای هستند و جرات برای باز کردن ذهن ما وجود دارد.

نابرابری اجتماعی در قالب محرومیت، تبعیض و کودک فقر و با جامعه سیاست خطر دولت جدید افزایش در حال حاضر گروه ضعیف برای تبدیل شدن به حتی بیشتر آسیب پذیر. بیمار و بیکار دریافت غرامت کمتر در حالی که گوسفند سالم و سالم مالیات بر درآمد کاهش می یابد. ما یک جامعه نابرابر تر، ثروتمند متمول تر و فقرا فقیرتر. چالش عمده مواجه جامعه در آینده و چگونگی افزایش بیماری های روانی خواهد رفاه سوئدی در آینده تاثیر می گذارد، ما نمی توانیم پاسخ وجود دارد، اما آن را احتمالا هزینه بسیار، پول زیادی. چگونه از آن تامین خواهد شد، من به جرات حتی حدس و گمان.
بازتاب در مورد بیماری های روانی و پیامدهای آن برای تمرین کار اجتماعی
من پیش بینی است که بسیاری از مردم بیشتر خواهد شد نیاز به کمک، پشتیبانی و جامعه تلاش شود. همچنین طیف بیشتری از اقدامات و فرم تر امداد در عنوان مشکلات جدیدی بوجود می آیند نیاز دارد. شاید آن را تا تاریخ را با مسکن حمایت از انواع مختلف است؟ شاید ما خواهد شد برای دیدن تلاش های امدادی غیر سود بیشتر؟ این نیز نیاز به پرسنل متخصص بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای مورد نیاز در هر دو مراقبت اجتماعی و مراقبت های بهداشتی. من شک دارم که نقش حرفه ای به عنوان یک مددکار اجتماعی به معنای خواهد نقش های شغلی بیشتر در آینده است.

تلاش اصلی آینده در نظر بیماری های روانی باید به نفع فرزندان ما ساخته شده است. کودکان آینده ما و آن این است که در آن ما باید شروع به تغییر، در هر دو سطح اجتماعی و فردی است. مهم ترین چیز برای رفاه کودک در زندگی ارتباط با پدر و مادر خود است. کاستی امروز در این مناطق و تعداد فرزندان در مراقبت حال افزایش است. حتی پدر و مادر احساس بد و نیاز به کمک و حمایت برای مقابله با زندگی روزمره و پدر و مادر. روش ها و رویکردهای جدید مورد نیاز است به جای و حمایت از خانواده ها و کودکان با توجه به نیازهای خود. پدر و مادر تاکید گاهی اوقات کودکان خود به عنوان یک مانع در زندگی خود را ببینید. پدر و مادر خرید اسباب بازی به جای دادن از خود و زمان یکی و آن را ترسناک. این بچه ها کمی رشد و تبدیل شدن به نوجوانان نا امن با مشکلات مختلف خود را ایجاد هنجارهای اجتماعی و آن را آسان همه چیز اشتباه است. که گسل است که زمانی که پدر و مادر دیگر زمان، تمایل یا انرژی به صرف زمان با فرزندان خود، جامعه مدرن به آن بدهکار؟ زنان در کودکان نو پا خانواده های کم درآمد باید انتخاب بیشتری داده شود. این زنان و کودکان خردسال خود را در میان گروه در جامعه که در آن بیماری روانی در حال افزایش است هستند و آن را می ترساند. ما باید این مشکلات اساسی در جهت پیدا کردن پاسخ به دنبال. ما باید گوش دهید. چیزی را اشتباه رفته است و جامعه باید در عمل می کنند. ما باید عمل و آن را در حال حاضر. ما باید فرزندان ما را نجات دهد. آینده ما است.

بسیاری از چالش های ما در انتظار، مشتاق مددکاران اجتماعی در آینده است. از آن خواهد شد درست سختی به آج و من شک دارم که ما به سختی با چالش هایی که ما می توانیم امروز پیش بینی کار نخواهد کرد. مهم است که به دنبال توسعه جامعه، فعال و کنجکاو در آنچه اتفاق می افتد است.

مارلین Jernberg

based on 12 ratings رفاه، 3.5 از 5 بر اساس 12 رتبه بندی
نرخ رفاه


مدرسه مرتبط
زیر پروژه های مدرسه برخورد با رفاه و یا به هیچ وجه مربوط به رفاه می باشد.

نظر رفاه

« | »